زندگی نامه ی انریکه

انریکه ایگلسیاس » فرزند « خولیو »ی بزرگ خواننده و آهنگساز مشهور اسپانیایی که در اسپانیا و سراسر جهان سر بلند کرده، در دو سه سال اخیر در کنار ستارگانی همچون ریکی مارتین ، رابی ویلیامز ، جنیفر لوپز ، بریتنی اسپیرز، سلن دیون ، شکیرا و ماریا کری خود را به عنوان یک سوپر استار محبوب مطرح نموده است.

انریکه که به هفت زبان زنده دنیا آواز می خواند، حرفه خود را در سال 1995 هنگامیکه تقریباً 20 ساله بود، آغاز کرد و حضور خود را در دنیای موسیقی با نخستین آلبومش که مخفیانه و بدون کمک هیچ کس و حتی بدون اطلاع خانواده از 16 سالگی طراحی و برنامه ریزی کرده بود، آماده کرد. از آن زمان تا کنون انریکه همواره در اوج بوده است.

میلیونها نسخه از نخستین آلبوم وی در سه ماهه ی اول به فروش رفت و نخستین رکورد طلا را در پرتغال پس از سه هفته فروش آلبوم به دست آورد. انریکه که عمدتاً به سه زبان اسپانیایی ، ایتالیایی و پرتغالی ترانه اجرا نموده و حرفه اش را با زبان اسپانیایی شروع کرد، نخستین آلبوم به زبان انگلیسی خود را در سال گذشته( 1999 ) منتشر ساخت. وی تاکنون ترانه های بسیاری را به زبان انگلیسی سروده و برای بیش از 16 ترانه از سه آلبوم خود شعر و موسیقی نوشته است.

« انریکه ایگلسیاس » همیشه شوخ طبع، بذله گو، با اخلاق ورزشکارانه و جوانمردانه، پرشور و حرارت، رمانتیک، قدیمی مسلک و فردی خوش بین با تفکر مثبت است. انریکه عاشق سینما و بیننده ی پروپاقرص تلویزیون است و هر نوع موسیقی که فرصت کند گوش می دهد. وی از عکاسی، ریاکاری، لیموزین و افرادی که انگیزه های بی اهمیت دارند و یا صبح ها زود بیدار می شوند، متنفر است ! وی در عین حال عاشق فوتبال و طرفدار تیم « رئال مادرید » است. انریکه از سن هفت سالگی در « شهر میامی ایالت فلوریدا » زندگی کرده و همان جا به مدرسه رفته، وی از سه فرهنگ کشورهای اسپانیولی زبان، اروپایی و آمریکایی مهمترین بهره را برده که هر کدام از این فرهنگ ها با جذابیت های موسیقیایی خاص خود بر وی تأثیر گذاشته اند. جالب اینکه موسیقی اسپانیولی انریکه حتی آسیا را هم فتح کرده است.

نخستین آلبوم انریکه که در اواخر سال 1995 منتشر شد، وی را در طول سال 1996 محبوب ترین هنرمند موسیقی لاتین نمود. وی دیگر بار در سال 1997 با آلبوم « ویویر » مطرح شد و در سال 1999 امتیاز فوق العاده ایی در عرصه بین المللی با ترانه ی تکی دلنشین

Bailamos به دست آورد.

وی در پی آن، سال بعد آلبوم زیبای « انریکه » را منتشر ساخت. به واقع انریکه تا به امروز کاری فشرده ، مترقی و البته موفق را انجام داده، تصویر او بر روی جلد بیش از 250 مجله چاپ شده و خود نیز در بیش از 190 برنامه ی تلویزیونی در 23 کشور جهان حضور یافته یا برنامه ضبط کرده است.

انریکه دومین تور موسیقی به دور دنیا را در سال 1999 شروع کرد و در اروپا،آمریکا و آسیا ، بیش از 80 کنسرت اجرا نمود. انریکه در سال گذشته ترانه Could I Have This Kiss Forever را همراه ویتنی هوستون خواننده و بازیگر سیاه پوست اجرا کرد که مورد توجه بیش از حد علاقمندان موسیقی قرار گرفت.

ضمن اینکه چندی پیش ترانه ی « با تو بودن » از از انریکه در رده ی نخست بیلبورد، جدول رده بندی موسیقی پاپ ، جای داشت. به جرأت می توان گفت انریکه یکی از محبوب ترین و پرفروش ترین خوانندگان لاتین در بازار جهانی موسیقی است.

انریکه ی جوان در ایران نیز بسیار محبوب است و هواداران بی شماری دارد. انریکه علاقمندی خود را به ایران و ایرانیان ابراز کرده و با خواندن ترانه ی « باور کن » با زبان فارسی، به ابراز احساسات علاقمندان ایرانی اش پاسخ داد و از آنها خواست تا او را باز هم بیشتر باور کنند و اینگونه است بر محبوبیت خود در بین جوانان ایرانی افزود.

انریکه در یک نگاه :

نام کامل : انریکه میگوئل ایگلسیاس پریسلر

نام پدر : خولیو ایگلسیاس

تاریخ تولد : 8 می 1975

محل تولد : مادرید – اسپانیا

ساکن : شهر میامی در ایالت فلوریدای آمریکا

بازیکن مورد علاقه : لوئیز فیگوتیم مورد علاقه : رئال مادرید

انریکه در مسیری پا گذاشت که به راستی مسیر تعالی و پیشرفت وی شد. پدرش هم از چهره های مطرح موسیقی اسپانیا به شمار می رود.وی پس از انتشار اولین آلبوم خود در صنعت موسیقی جاودان شد و هنوز هم جزء پرفروش ترین چهره های موسیقی جهان به شمار می آید.

انریکه اولین آلبوم خود را در سال 1995 عرضه کرد. اگر چه طرح چنین آلبومی را از سن 16 سالگی در سر می پروراند. ایزابل و خولیو ، پدر و مادر انریکه چندان به هم نزدیک نبودند و در طی دوران کودکی وی پدرش همواره از خانه دور بود و به فعالیت های هنری خود می پرداخت. مادرش هم تقریباً از خانه دور بود؛ به خاطر کارش که روزنامه نگار مادرید بود. انریکه تحت مراقبت و سرپرستی دایه اش « الویرا اولیوارس » رشد کرد.

او دوران کودکی اش را در میامی به سر برد. او در هفت سالگی عازم میامی شده بود که علت آن فعالیت پدر بزرگ وی و گروههای مافیایی بود. او درباره پنهان نگهداشتن علاقه اش به موسیقی در مقابل والدین خود می گوید : « من هرگز نخواستم به والدین خود بگویم؛ احمقانه به نظر می رسد ، من به آنها احترام می گذاشتم و احساسی من را منع می کرد؛ درست شبیه اینکه شما شام می خورید و سر شام می گویید : پدر من می خواهم خلبان شوم و پدر شما می گوید : ساکت باش و خوردن را ادامه بده و من نمی خواستم چنین حرفی را بشنوم.

آلبوم نخست او موفقیت زیادی به همراه داشت و در آن ایام بیش از 6 میلیون نسخه فروش رفت.آلبوم دومشVivir هم بیش از 8 میلیون نسخه فروش کرد.

استعداد انریکه باعث گسترش حوزه خوانندگی او به چندین زبان گردید. او به تلویزیونMTV گفت : « بله ، من می خواهم بهترین خواننده هر دو زبان باشم.»

من علاقه دارم موسیقی پاپ اجرا کنم، چرا که علاقه من همچون یک کودک روز به روز افزون می شود.

انریکه یک موسیقی دان ساختار شکن نیست، او خود در این باره می گوید : « اکنون همه درباره جنبش های هنری لاتین و ساختار شکنی می گویند، من از این کلمه تنفر دارم؛ ساختار شکنی بدون دلیل.»

در سال 1996 ، انریکه جایزه « گرمی آوارد » را برای اجرای بهترین موسیقی لاتین از آن خود کرد. در سال 1997 هم جایزه « بیلبورد آوارد » را برای بهترین آلبوم سال بدست آورد. در نهایت او جایزه پرطرفدار ترین هنرمند مرد لاتین در عرضه موسیقی را کسب کرد. جایزه ایی که شاید مدرکی بر تسلط بی چون و چرای او بر تاریخ موسیقی لاتین باشد.

انریکه و تسلط به 4 زبان

انریکه ایگلسیاس در تاریخ 8 می 1975 در مادرید اسپانیا چشم به جهان گشود. پدرش « خولیو ایگلسیاس » یکی از معروفترین خواننده ها و موزیسین های دنیاست. او در محیطی هنری بزرگ شد. وی در ابتدا به یاد گیری زبان انگلیسی پرداخت و اولین آلبوم خود را در سال 1995 به زبان انگلیسی عرضه کرد. البته انریکه رابطه نزدیکی با پدرش نداشت؛ زیرا خولیو همیشه در سفر بود. وی وقتی کوچک بود به همراه پدرش به میامی رفت. او نیز مانند پدرش به موسیقی علاقه داشت. پدر می خواست که انریکه خلبان شود، اما در قلب انریکه علاقه به موسیقی موج می زد.

اولین آلبوم او در 6 میلیون نسخه به فروش رفت. انریکه به زبانهای ایتالیایی ، پرتغالی ، انگلیسی و زبان مادری اش ؛ یعنی اسپانیایی ترانه می گفت. او در سال 1996 در مسابقه برگزاری اجرای ترانه به زبان لاتین برنده شد و سرانجام با « سوفیا ورگارا » که مدت طولانی نامزد بود، ازدواج کرد.

انریکوبه 4 زبان انگلیسی و اسپانیایی و ایتالیایی و پرتغالی تا حالا خوانده است که ترانه های اسپانیایی و انگلیسی او بیشتر مورد استقبال بوده، آلبوم "coasas del amor" را در 3 سال به تنهایی ضبط کرده و بدون اینکه خانواده اش بفهمند به بازار داده انریکو می گوید من هیچ وقت نمی خواستم اینو به خانواده ام بگم چون مورد تمسخر واقع می شد من برای اون خیلی احترام می گذاشتم و واقعا خواستارش بودم مثل زمانی که مثلا شما دارید شام می خورید و به پدرتان می گویید من می خواهم خلبان شوم و او هم در جواب می گوید حرف اضافی نزن و شامتو بخور من هیچ وقت نمی خواستم اینو بشنوم.
خواندگانی چون لایوئل ریچی در زمان جوانی روی او تاثیر گذاشته بودند .پس از آن آلبوم vivir" "را به بازار عرضه کرد که برنده ی جایزه ی گرمی شد او حتی موفقیت های دیگری را نیز تا سال 99 به چنگ آورد و ترانه های ""Bailamos او به صدر صد آهنگ برتر در سپتامبر در انگلستان رسید.
انریکو تا کنون 116 جایزه پلاتینیوم رکورد و 227 جایزه Gold (بهترین دستاوردهای هنری) را گرفته.می توان گفت انریکو می خواهد رکورد پدرش را بزند پدرش 250 میلیون نسخه از آلبوم هایش را فروخته که انریکو در صدد است این رکورد را بزند.
انریکو هچنین در فیلم ""Once Upon A Time In Mexico (روزی روزگاری در مکزیک) به کارگردانی رابردت رودیگوئز همراه بازیگرانی مانند آنتونیو باندراس و جانی دپ شرکت کرده.
انریکو اصلا ساعت به دستش نمی بنده اما مشخص نیست که چرا در یک تبلیغ ساعت شرکت کرده و اونو به مشتش بسته همچنین انریکو آدم ولخرجی نیست و عادت به ولخرجی نداره و همیشه پول کمی در جیبش می گذاره اما معلوم نیست که وقتی با آنا بیرون میره چقدر پول همرا خودش می بره!؟!انریکو به کلاه آبی علاقه منده و بین کارتونها هم از باگز بانی و پینوکیو خوشش میاد همچنین بهترین هدیه کریسمسو سپری کردن اوقات با دوستانش می دونه و همه جور مجله ای هم می خونه.


+ نوشته شده توسط امین در سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391 و ساعت 21:2 |
                                                     زندگی نامه ی آرش

آرش در تهران زاده شد  ولی پدر وی اهل اصفهان و مادرش اهل شیراز است  آرش در مصاحبه‌ای اعلام کرده‌است که پدر پدربزرگش یک آذری بوده‌است. وی تا سن ده سالگی در تهران زندگی و پس از آن به اروپا مهاجرت کرد. در اواخر دهه هشتاد او به سوئد رفت. آرش و خانواده‌اش در آغاز به شهری با نام اوپسالا رفتند و به مدت ۵ سال در آنجا ماندند و سپس از اوپسالا به مالمو رفتند. جایی که آرش هنوز در آنجا زندگی می‌کند.

به دلیل اشتیاق زیادش به موسیقی، پس از رفتن به کالج، شروع به نوشتن موسیقی کرد. در ابتدا کار خود را در گروهی به همراهی کامرون کارتیو و چند تن دیگر آغاز کرد که در کلوپ‌ها و بارها می‌خواندند. اما پس از آنکه آرش در موسیقی پیشرفت بیشتری کرد، سرانجام پس از تلاش فراوان نخستین آلبوم خود را در ۲۲ سپتامبر سال ۲۰۰۴ منتشر کرد. او مستقیما در جدول‌های موسیقی تاپ ۱۰ سوئد شماره یک شد و پس از مدتی نیز در تمام اروپا به شهرت رسید و آلبوم او سومین آلبوم پر فروش شناخته شد. هم‌اکنون او به دلیل استقبال خوبی که از آهنگ‌هایش در کشورهای مختلف دنیا شده، از شهرت جهانی برخوردار است.وی علت اینکه به زبان فارسی و نه انگلیسی می‌خواند را عشق به ایران و زبان فارسی عنوان کرد .

خبرسازترین رویداد مربوط به آرش، مربوط به پیش از جام جهانی ۲۰۰۶ آلمان می‌شود. آرش ترانه «ایران ایران» را به نمایندگی از کشور ایران با همان ملودی «موزیک زبان من است» اجرا کرد.

او در مسابقه آواز یوروویژن ۲۰۰۹، آیسل تیمورزاده نماینده جمهوری آذربایجان را با آهنگ همیشه همراهی کرد. او همراه با آیسل در این مسابقات پس از نمایندگان نروژ و ایسلند و بالاتر از نمایندگان کشورهایی چون بریتانیا و ترکیه به مقام سوم رسید.

+ نوشته شده توسط امین در سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391 و ساعت 17:9 |
                                           زندگی نامه ی shakira

پس از به شهرت رسیدن در سرتاسر امریکای لاتین شکیرا که خود اهل کلمبیا بود به بزرگترین خواننده زن پاپ از زمان "جنیفر لوپز" ( که درهای موفقیت در زبان انگلیسی را گشوده بود) ، تبدیل شد. او به خاطر داشتن سبک پرخاش جو و متاثر از راک برجسته و مشهور بود . شکیرا همیشه کنترلی باور نکردنی بر روی کارهای خود داشته است به خصوص به عنوان یک هنرمند زن. او تقریبا تمام کارهایش را خود یا با کمک دیگران می نویسد و در این جریان شهرت زیادی به عنوان یکی از بلند پروازترین ترانه سرایان موسیقی لاتین بدست اورده است. زمانی که او اولین کار خود به زبان انگلیسی را در سال 2001 منتشر ساخت به سرعت به یکی از بهترین های پاپ تبدیل شد در حالی که احساس عمیق و شاعرانه اش و نیز از ویدئوهای گرم او كمك فراوانی می كند. "شکیرا مباراک" ( نام کامل: شکیرا ایزابل مباراک ریپول ) در2 فوریه ی سال 1977 در کلمبیا در خانواده ای فقیر متولد شد. مادر او اهل کلمبیا و پدرش اهل لبنان بود بنابراین اودر کودکی هر دو نوع موسیقی را از دو فرهنگ مختلف یاد گرفت. او همچنین بسیار به راک اند رول گوش می داد و گروه های Led Zeppelin و the Beatles و the Policeو the Cure و Nirvana را گروه های مورد علاقه ی خودمی داند. او در سن هشت سالگی اولین ترانه ی خود را نوشت. او در یازده سالگی شروع به یادگیری نواختن گیتار کرد در همین سن ماجرایی برای او پیش امد و آن اخراج از گروه همخوانان مدرسه بود.(به این دلیل كه او خیلی غلیظ می خواند و حقیقتا فراتر از یك گروه همخوانان معمولی!) درسال 1990 و در سیزده سالگی شکیرا به امید تبدیل شدن به یک مدل به Bogotá رفت اما به جای آن قراردادی برای ضبط موسیقی برای یک بخش سونی کلمبیا امضا کرد. اولین آلبوم او یعنی Magia شامل آهنگ هایی بود که او در طول پنج یا شش سال قبل نوشته بود و در بر گیرنده ی اولین تلاش های او در این راه بود.هرچند که این آلبوم موفقیتی جهانی برای او در بر نداشت اما نام او را در کشورش بر سر زبانها انداخت. او به خاطر طبیعت پاپ گونه ی کار بعدی اش که در سال 1993 با نام Peligro (خطر) منتشر شد ناراضی بود ، شکیرا مسیرش را برای مدتی تغییر داد و در سال 1994 به عضویت کمپانی نمایش های تلوزیونی "El Oasis" درآمد. زمانی که شکیرا در سال 1995به ضبط موسیقی بازگشت کنترل بیشتری بر روی موسیقی خود نشان داد و بیشتر بر روی راک اند رول کار کرد _به علاوه طنین عربی_در میان کار پاپ لاتین او به چشم می آمد. اولین نتایج این کار"Pies Descalzos"(پای برهنه) بود که در سال 1995 منتشر شد و در ابتدا به کندی به فروش می رسید . آلبوم کم کم شروع به دریافت تقدیرهای متفاوت برای Estoy Aqui که موفقیت بزرگی در سرتاسر امریکای لاتین و نیز اسپانیا کسب کرده بود، کرد. پس از پیشرفت" Pies Descalzos" او به ساختن مشتقات آن ادامه داد یعنی: "Dónde Estás Corazón" و "Antología" و "Pienso en Ti" و "Un Poco de Amor" و "Se Quiere, Se Mata".البوم رتبه ی اول را در هشت کشور جهان کسب کرد و سرانجام در امریکا حدود 300000 نسخه به فروش رسید. شکیرا دو سال را به گردش و ترقی گذراند (او سرانجام در 1997 El Oasis را ترک کرد.). شکیرا در جست و جوی موفقیت "امیلیو استفان" همسر گلوریا را که یک فرد موفق در موسیقی بود به عنوان مدیر و تهیه کننده ی کارهایش انتخاب کرد. حرکت او زمانی نتیجه داد که آلبوم بعدی او در سال 1998با نام Dónde Están los Ladrones (دزد ها کجا هستند) موفقیتی بزرگ تری نسبت به قبلی کسب کرد.مسئله ی دیگر این بود که حدود 11هفته رتبه ی اول بیلبورد البوم های لاتین را داشت و دو رتبه ی اول در امریکا(در جدول لاتین) با Ciega, Sordomuda و "Tu". هر چند که تراک اصلی البوم "Ojos Así" اشاره ای واضح به موسیقی عربی بود که او از پدرش آن را به ارث برده بود. "Dónde Están los Ladrones" هنوز تاثیر گذارترین معرف شخصیت با اراده اوست. تجزیه و تحلیل شخصیت او ،او را در میان طرفداران زن او به چهره ای محبوب تر تبدیل می کند. زمانی که گلوریا استفان پیشنهاد داد تا "Ojos Así"را به انگلیسی ترجمه کند ، شکیرا تصمیم گرفت تا برای داشتن کنترل کامل بر روی کارهایش زبان انگلیسی را به خوبی یاد بگیرد تا بتواند خودش آنها را بنویسد. در این زمان او صحنه را برای اجرایی در " MTV Unplugged" که اولین کانال به زبان اسپانیایی بود اماده کرد. " MTV Unplugged" به عنوان یک البوم درسال 2000 منتشر شد و برای دو هفته در صدر جدول لاتین قرار داشت و این سومین آلبوم او بود که به فروشی بیش از 300000 هزار کپی دست یافت و همچنین برنده ی جایزه ی Grammy به عنوان بهترین آلبوم پاپ گردید. در افتتاحیه ی مراسم انتخاب بهترین های موسیقی Grammy سال 2000 او به عنوان بهترین خواننده ی زن پاپ به خاطر : ("Ojos Así") و بهترین خواننده زن راك به خاطر : ("Octavo Dia") انتخاب شد. شکیرا موهای بلند قهوه ای اش را، بلوند رنگ می کرد،عاشق Antonio de la Rua (پسر رییس جمهور سابق آرژانتین ) بود . او پس از مدتی بر روی اولین آلبوم خود به زبان انگلیسی با نام "Laundry Service "شروع به کار کرد."هرگاه ،هرزمان" آلبوم بعدی او بود که دراواخر سال 2001 منتشر شد و او را در زبان انگلیسی نیز به یک ستاره تبدیل کرد."Laundry Service"در جدول پاپ امریکا در جای سوم و "هر گاه ،هرزمان"نیز در بین ده آهنگ برتر قرار داشت.آلبوم بعدی او در بین ده آلبوم برتر و در مکان نهم قرار داشت.کمتر از یک سال پس از انتشار ان "Laundry Service "سه برابر 300000 نسخه به فروش رسیده بود.بازبینیها از "Laundry Service " آن را به بخش های تاثیرگذارترانه های شکیرا به زبان انگلیسی تقسیم کرد اما تقریبا تمام آن ها مطابق تصورات ذهنی او بودند. تور مسافرتی گسترده برای ساپورت "Laundry Service "وقفه ای طولانی برای خواننده ایجاد کرد بنا بر این مجموعه ی ریمیکس Laundry Service: Washed and Dried و آلبوم (Live & Off the Record) (كه در واقع ضبط شده ی اجرای زنده بود) او به جای آلبومی جدید منتشر شد.شکیرا به زودی شروع به نوشتن آلبوم بعدی خود کرد و خیلی زود 60 آهنگ آماده کرده بود که بعضی به زبان انگلیسی و بعضی به زبان اسپانیایی بودند. بیست آهنگ برای دو آلبوم مختلف انتخاب شدند.هر دو این آلبوم ها در سال 2005منتشر شدند و هر دو جز ده کار برتر بودند. آلبوم"فیجکشن اورال" که به زبان اسپانیایی بود در ماه ژوئن در جایگاه چهارم و آلبوم "اورال فیکسیشن" که در ماه نوامبر منتشر شد در جایگاه پنجم قرار داشت. زمانی که فروش "اورال فیکسیشن" در سال 2006 رو به رکود گذاشت اهنگ "Hip Don't Lie" که اخیرا ضبط شده بود در بیلبورد آهنگ های برتر ژوئن قرار گرفت و یکی از موفقیت های بزرگ شکیرا را برای او به ارمغان اورد.

+ نوشته شده توسط امین در دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391 و ساعت 19:49 |
                                      زندگی نامه کامران و هومن

کامران و هومن جعفری 2 برادر که درتهران به دنیا اومدن که البته یه خواهر هم دارن به اسم کتایون یا همون کتی که کتی از کامران و هومن کوچیکتره و از نظر قیافه خیلی شبیه هومنه که اگه دقت کرده باشین میتونین اون رو در آهنگ کت من یا من تورومیخوام دیده باشین .کامران متولد 25 نوامبر 197۵ و هومن متولد 23نوامبر 1980 است همون طور که گفتم در تهران به دنیا اومدن و در منطقه گیشا زندگی میکردن تا زمانی که کامران 12 سالش بوده از ایران به کانادا میرن مدتی در مونترال بودن و سپس به ونکوور میرن و همونجا هم درس میخونن و بزرگ میشن در همون ونکوور هم با رامین زمانی آشنا میشن و به گفته ی خودشون رامین مثل برادر بزرگ کامران و هومنه هر دو از همون بچگی عاشق موزیک بودن و کامران چون بزرگتر بود بعد از اتمام تحصیلات کار موزیک رو شروع میکنه .در کانادا با گروههای مختلفی کار میکنه و طبق گفته خود کامران زمانی که یه جا برنامه داشتن به مسئول اونجا میگه برادر من صداش خیلی خوبه بذارین بیاد بخونه بالاخره راضی میشن که هومن هم بیاد و بخونه ولی وقتی هومن که اون زمان تازه 15 سالش بوده رو میبینن با اخم به کامران میگن مگه بچه بازیه؟! مدتی میگذره و هومن هم درسش رو در زمینه موسیقی به خصوص پیانو ادامه میده در این زمان کامران با گروهی به نام پروازبا 2نفر دیگه که الان هر کدوم هنرمندای خیلی مشهور و محبوب ما هستن به نام هنگامه و فریدون کار میکرده و همین موقع بود که گروه بلک کتس و کنسرتشون در ونکوور سرنوشت کامران و هومن رو بکلی تغییر میدهجریان از این قرار بود که کامران بعد از اتمام کنسرت با شهبال شبپره موسس گروه بلک کتس راجع به خودش و هومن صحبت میکنه و شهبال هم وقتی علاقه کامران و عشقش رو به موسیقی میبینه بهش میگه باید نمونه کارهات رو ببینم و به این ترتیب کامران تصمیم میگیره آهنگ ایران ایرانم رو که با گروه پرواز خونده بود به صورت موزیک ویدئو دربیاره پس کامران هنگامه و فریدون پولهاشون رو روهم میذارن و موزیک ویدئوی زیبای ایران رو میسازن کامران خاطره بامزه ای از ساختن این ویدئو تعریف میکنه: همون طور که میدونین بچه هایی که توی این ویدئو میدون همشون لباس سفید تنشونه و چون هومن هم اون زمان تقریبا بچه بوده قرار بوده که اونم با بچه ها بدوه ولی وقتی میره و وایمیسه تا کارگردان دستور حرکت میده هومن یه دفعه میگه من نمیام من نمیدوم همه تعجب میکنن ولی وقتی خوب نگاه میکنن میبینن تمام بچه ها تا کمر هومنن یعنی هومن قدش خیلی از همشون بلندتر بوده .

خلاصه شهبال از این ویدئو خوشش میاد و بهشون میگه باید کارشون رو به صورت زنده ببینه و بالاخره شهبال به خونه کامران و هومن میاد و اتفاقات خیلی خنده دارو بامزه ای اون روز می افته شهبال میره خونه کامران و هومن رامین زمانی هم اونجا بوده و با هم میرن توی اتاق هومن و رامین با گیتارش آهنگ نرو رو میزنه و کامران میخونه هر دوشون خیلی هول شده بودن هومن میگه من اینقدرnervous بودم که اصلا نمیدونستم چی باید بگم و کامران با خنده میگه هومن هی میرفت هی میومد میگفت سلام فکرکنم تا زمانی که شهبال خونمون بود هومن 20 بار بهش سلام کرد و هردوشون غش کردن از خنده. خلاصه شهبال از این 2تا برادر گل خوشش میاد و اونا رو به گروه جاودانه blackcats دعوت میکنه و به این ترتیب کامران و هومن میشن خواننده رسمی گروه گربه های سیاه.اولین اهنگی که قرار شد برای اولین آلبومشون بخونن آهنگ سوگند از ساخته های رامین زمانی بود که این اولین بار بود برای هومن که در عمرش میخواسته بره توی استودیو و بخونه .

احساس هومن رو در اون زمان از زبان خودش میشنویم:"من خیلی ناراحت و عصبی بودم همش به کامران میگفتم کامران این آهنگ خیلی قشنگه ولی نمیدونم من میتونم اون طوری که باید اجراش کنم یا نه بعد دیگه با کامران خیلی تمرین کردیم " و کامران در ادامه میگه:"جای تعریف نباشه ولی هومن جان عالی بود خیلی خوب از پسش بر اومدی" و بعد با خنده میگه:داداش گلمه بش افتخار میکنم" و هردوشون میخندن. و خلاصه با این آهنگ بسیار قشنگ کامران و هومن جعفری کار رسمی خودشون رو در دنیای موسیقی ایرانی آغاز میکنن و بعد از 2سال البوم زیبای سیندرلا رو به بازار میدن و در همین زمان بود که ما در شوهای تلویزیونی یه دفعه 2تا جوون خوشگل و خوش تیپ رو دیدیم که برای اولین بار با آهنگ افتاب لب بومه روی صحنه اومدن و دقیقا همین آهنگ کامران و هومن رو به اوج برد و باعث شد یه شبه یه جورایی ره صد ساله رو طی کنن که واقعا لیاقتش رو هم داشتن یعنی لیاقت خیلی خیلی بیشتر از این رو داشتن از این آلبوم تقریبا همش به صورت ویدئو در اومد البته ویدئوهای خیلی معمولی .

+ نوشته شده توسط امین در جمعه بیست و پنجم فروردین 1391 و ساعت 21:3 |
                                                                 زندگی نامه ی جاستین بیبر

بتی نام مادر و جرمی نام پدر جازمین و جکسون خواهر وبرادر ناتنی جاستین هستن چون مامان و بابای جاستین وقتی جاستین خیلی کوچیک بود طلاق گرفتن جاستین عاشق دورنگ ابی وبنفش هست غذای مورد علاقه اش ماکارانی است ازشیرینی وچیز های شیرین خوشش می اید نوشیدنی مورد علاقه اش اب پرتقال است متولد ۳اسفندسال۱۳۷۳ است چشمانی قهوهای دیگه حضور ذهن ندارم ولی باز براتون می نویسم به شرطی که نظر بدهید تاکمی امید وار شوم.

+ نوشته شده توسط امین در جمعه بیست و پنجم فروردین 1391 و ساعت 20:49 |

                                         زندگی نامه ی pitbull

آرماندو کریستین پرز- Armando Christian Pérez(متولد ۱۵ ژانویه ۱۹۸۱) از خوانندگان هیپ هاپ آمریکایی است.وی کار خوانندگی خود را از سال ۲۰۰۴ به طور رسمی و با بیرون دادن آلبوم میامی آغاز کرد. بیشترین معروفیت وی در سال ۲۰۰۸ و با انتشار آهنگ «من میدونم تو منو میخوای I Know You Want Me» برخوردار شد و از آنجایی که یکی از آهنگ سازان هست برای خوانندگان مختلفی از جمله کوین رادولف, تی-پین, آشر بیت ساخته‌است.

زندگی و کارهای انجام شده

پیت بول در خانواده ی مهاجر کوبایی به دنیا آمد که محیط خانواده او را وادار کرد که اشعار "خوزه ماریت" را فرا بگیرد.اصلیت پیت بول برای کوبا است و از طرفی نیز در میامی در کشور آمریکا متولد شده‌است که این دو ملیتی را می‌توان در پوست سفید و چشمان آبی وی مشاهده کرد.

در دوران جوانی، پدر و و مادر او ازهم جدا شدند و وی بیشتر زندگیه خود را با مادرش گذراند. در ۱۶ سالگی به قاچاق مواد مخدر روی آورد که موجب شد مادرش او را از خانه بیرون بی اندازد و در کانون اصلاح بزرگ شود.پس از آن به حرفه اش که همان خوانندگی بود، تمرکز کرد. در ۲۰۰۴، آلبوم "میامی" را منتشر کرد که آهنگ اول آن «کولو Culo» بود.

این آهنگ توسط لیل جان و برادران دیاز تهیه شده بود که رتبه ی ۳۲ را در آهنگ‌های خوب ورتبه ۱۱ در آهنگ‌های خوب رپ به خودش اختصاص داد.

از معروف ترین آهنگ‌های وی می‌توان به «من میدونم تو منو میخوای I Know You Want Me» , «اونو تعطیل کن Shut It Down» , «دختر برو Go Girl», «سرویس اتاق هتل Hotel Room Service» ,«دیوانه Krazy» و «هی عزیزم Hey Baby» نام برد. پیتبول معمولا با بسیاری از خوانندگان معروف آهنگ خوانده و حتی ریمیکس‌هایی را درست کرده‌است که می‌توان به «دی جی ما را عاشق کن DJ Got Us Fallin' in Love» به همراه آشر , «من اونو دوست دارم I Like It» به همراه انریکه ایگلسیاس و «روی زمین» به همراه جنیفر لوپز نام برد.

پیت بول در سال ۲۰۱۰ آلبومی تمام اسپانیولی با نام «آرماندو Armando» منتشر کرد که به خاطر این آلبوم به عنوان نامزد بهترین آلبوم لاتین قرار گرفت.

+ نوشته شده توسط امین در جمعه بیست و پنجم فروردین 1391 و ساعت 19:51 |
                                                   زندگی نامه جنیفر لوپز Jenniferlopez



جنيفرلوپز هنرپيشه وخواننده پاپ در
۲۴ جولای سال ۱۹۷۰ در محله برونکس نيويورک بدنيا آمد. او کارش را به عنوان رقصنده شروع نمود و در صحنه های ويدئو کليپ های موزيکال گوناگونی ظاهر شد.
در سال ۱۹۹۰ او برنده جايزه رقابت ملی شد و توانست در سريالهاي تلويزيونی"FOX" و "رنگ زندگی" نقشهای كوچكي را بازي نمايد.
اولين فيلم تلويزيونی كه او در آن ايفاي نقش نمود "پرستاران روی خط" نام داشت و بعد از آن در فيلم تلويزيونی ديگری به نام "سقوط پرواز شماره ۷" بازي كرد.
اما جنيفر اولين فيلم سينمايي خود را در سال ۱۹۹۳ به نام "خانواده من" بازی کرد و بعد از آن هم در سال ۱۹۹۵ در فيلم "قطار پول" ظاهر شد که نقشهای مقابل وی را "وسلی اسنامپرچر" و "ودی هاريسون" ايفا ميکردند.
او در سال ۱۹۹۶ در فيلم "جک" به کارگردانی"فرانسيس فورد" و نقش آفرينی"رابين ويليامز" ظاهر شد و در سال ۱۹۹۷ به اولين موفقيت بزرگ خود به خاطر بازی در نقش "سلنا" که تصوير زنده ای از خواننده پاپ "‌تجانو سلنا کوئين تيلانا پرز " بود، نائل شد.(خواننده ای که بدست يکی از طرفداران ديوانه خود کشته شده است)و بدين خاطر مورد تحسين همگان قرارگرفت و جايزه" GOLDEN GLOBE" را از آن خود ساخته و گرانترين هنرپيشه لاتينی در تاريخ نام گرفت و با پرداخت يک ميليون دلار به وی در همان سال فيلم "ANACONDA" (مار وحشتناک) را بازی کرد.
بعد از آن در فيلم "خون وشراب" بهمراه "جک نيکلسون" ايفاي نقش نمود و در ادامه او بهمراه "جورج کلونی" در نقش مارشال فدرال (کارن سيسکو) در فيلم "خارج از محدوده" به کارگرداني "استيون اسپيلبرگ" که بر اساس کتابی از المور لئونارد ساخته شده بود ظاهر شد و بدين ترتيب جنيفر در جايگاه هنر پيشه هاي مطرح و مشهور قرار گرفت.
کار موسيقی جنيفر لوپز در ششم جولاي سال ۱۹۹۹ با آلبومی به زبان لاتين شروع شد و اين آلبوم به خاطر آهنگ " IF YOU HAD MY LOVE" با موفقيت کم نظيری روبرو گرديد که لوپز را هم رديف ريکی مارتين قرار داد. در اوايل سال ۲۰۰۰ جنيفر به دليل موفقيت در دومين آهنگ خود بنام "WAITING FOR TONIGHT" کانديدای جايزه ای برای اجرای بهترين رقص شد اما او جايزه را ازدست داد.
در تابستان سال ۲۰۰۰ او در فيلم علمی تخيلی و ترسناک "سلول" بازی کرد که در اين فيلم نقش يک روانشناس کودک را ايفا ميکرد و در همان سال نيز در فيلم "ENOUG" ايفاي نقش نمود.
در اوايل سال ۲۰۰۱ جنيفر به خاطر موفقيت های پی درپی به بالاترين سطح معروفيت خود رسيد كه از جمله اين موفقيتها مي توان به قرار گرفتن آلبوم وي در رديف يكم جدول آهنگهای پاپ و يا بيشترين فروش در هفته اول اکران فيلم کمدی ـ رومانتيک "تصميم گيرنده ازدواج" اشاره كرد.
در سال ۲۰۰۲ او در فيلم کمدی "MAID IN MANHATTAN" بازي کرد و در سال ۲۰۰۳ نيز با "بن افلک" در فيلم "GIGLI" هم بازی شد. او همچنين در فيلم "ما بايد برقصيم" نقش مقابل"ريچارد گر" را بازی كرد.

قرار بر اين است او در آينده نزديك فيلم ديگري نيز با بن افلک تحت عنوان "JERSEY GIRL" بازی نمايد.
او در حال حاضر مشغول بازي در فيلم"زندگی ناتمام ميباشد" است كه مراحل پاياني ساخت را مي گذراند.جنيفر در اين فيلم نقش يك مادر را بازی ميکند و نقش پدرشوهرش را هم "رابرت فورد" برعهده دارد.
جنيفر در سال ۱۹۹۷ به مدت کوتاهی با "اجانی نوا"که يک مدل و يک هنرپيشه بود ازدواج کرد و بعد از آن برای مدت طولانی با (SEAN PUFFY COMBS) رابطه داشت. در دسامبر ۱۹۹۹ جنيفر و COMBAS که به يک کلوپ شبانه در خارج از شهر نيويورک رفته بودند دچار خطر شدند و در آنجا به سويشان از طرف افراد نامعلومی گلوله شليک شد که در اين حادثه سه نفر جان باختند ولي به آنها آسيب چنداني نرسيد.
اين دو در اواسط فوريه از هم جدا شدند و بعد از آن جنيفر با "كريس جود" كه در يکی از ويدئوکليپهای آهنگ "LOVE DON'T COST "ATHING رقاصی ميکرد آشنا شد و در آگوست سال ۲۰۰۱ آنها نامزدييشان را اعلام کرده و در سپتامبر همان سال ازدواج کردند ولی ۹ ماه بعد از هم جداشدند.
در پاييز سال ۲۰۰۳ جنيفر با "بن افلک" نامزد کرد که البته برای مدتی نزديک بود از هم جدا بشوند اما به هر حال آنها دوباره تصميم گرفتند به قرار خود پايبند باشند و عروسی خود را اعلام کردند و جنيفر هم اعلام کرد که دوست دارد مادر بشود تا کمی به زندگييش تداوم ببخشد.
+ نوشته شده توسط امین در جمعه بیست و پنجم فروردین 1391 و ساعت 19:38 |
                     زندگی نامه ی حسین تهی:

متولد 6 بهمن 1364
*
دانشجوی مهندسی کامپیوتر
*
غذای مورد علاقه: قرمه سبزی
*
رنگ مورد علاقه: مشکی و سبز

حسین تهی که پنج سال پیش کار ترانه سازی و خواندن در سبک رپ را آغاز کرده است، کار خود را نه "تقلیدی" از آنچه که در غرب بدان "موسیقی رپ" می گویند، که بیشتر وسیله ای برای "انرژی" دادن به شنونده از طریق"بیان مشکلات و معضلات مشترک" در زندگی روزمره تلقی می کند.

از دیدگاه تهی ، "معضلات و مشکلات" هر آنچه که باشند ، از پیش و پا افتاده ترینشان همچون شکست های عشقی تا معضلات جدی تر همچون "فقر و بیکاری" می توانند از طریق ریتم های شاد موسیقی هیپ هاپ، با "اثر گذاری بیشتری"بازگو شوند.

اما توجه تهی به زندگی امروزی و مشکلات آن، او را نسبت به سنتها و رسمهای قدیمی بی توجه نکرده است، دست کم این چیزی است که خود با شوخی و کنایه می گوید. او درباره دلبستگی اش به نوروز باستانی، با همان طنز همیشگی اش گفت: "من با نوروز خیلی صمیمی ام. اصلا دست می اندازم گردنش با هم بیرون می رویم و حال می کنیم."

عیدی ما از سفره هفت سین به تهی، تخم مرغ رنگی بود. اما او انگار امید دارد که آهنگهایش، هرچند هنوز زیرزمینی هستند و در بازار رسمی و کلان موسیقی جا نگرفته اند، روزی به "مرغ تخم طلا"ی او بدل شوند.

او با اشاره ای کنایه آمیز به این تخم مرغ رنگی گفت: "امیدوارم سال آینده آنقدر پول داشته باشم که به جای اینکه تخم مرغ رنگی عیدی بگیرم، تخم مرغ طلا عیدی بدهم."

از او در زمینه فعالیت های هنری اش در سالی که گذشت می پرسم که با رضایت پاسخ می دهد: "واقعا سال خوبی بود. هم از نظر کاری و هم از نظر زندگی خصوصی. گرچه تشخیص اینکه پیشرفت کرده ام یا نه، با مخاطبانم است ولی به نظر خودم پیشرفتم محسوس بوده و چندین کار متفاوت ضبط و منتشر کرده ام."

از آرزوهایش برای سال جدید می پرسم، می گوید: "بعد از سلامتی خودم و خانواده ام، امیدوارم بتوانم با دوست عزیزم (با تاکید شدید بر عبارت دوست عزیز ) امیر تتلو، کارهای مشترک زیادی ضبط و منتشر کنیم ، اما مهم ترین کار مشترکمان کلیپ ویدیویی است که در حال تمرین برای ضبط آن هستیم . در این کلیپ قصد داریم برای اولین بار یک در یک کار زیر زمینی، از گروه رقصندگان استفاده کنیم."

+ نوشته شده توسط امین در جمعه بیست و پنجم فروردین 1391 و ساعت 1:16 |


Powered By
BLOGFA.COM